حمد الله مستوفي قزويني
792
تاريخ گزيده
بجبايت [ 1 ] از اهل قزوين هزار هزار [ 2 ] و دويست هزار درم بستد و آن را مال التأديب نام نهاد . اسماعيل بن عباد الصاحب چند كرت بقزوين رسيده است و آنجا تعلقات داشته . سلطان طغرلبيك سلجوقى بوقت فتح بلاد بقزوين رسيد و مسخر كرد . سلطان ملكشاه بوقت مطالعهء ولايات بقزوين رسيد [ 3 ] . چون ايشان را از دست ملاحده منزعج يافت ، غلامزادهء خود را ، عماد الدوله بوزان بن الفقشت را ، حاكم آنجا كرد و فرمود كه خانه و تعلقات آنجا دارد تا اهتمامش به حال آنجا بيشتر باشد . سلطان محمد بن ملكشاه بوقت تنازع با برادرش بركيارق بقزوين آمد . [ سلطان طغرل بن محمد بوقت [ 4 ] بقزوين رسيد و برادرش سلطان مسعود ، بوقت استخلاص قلاع ملاحده ، بقزوين آمد و فتح ناكرده بازگشت . برادرزاده اش [ 5 ] ] سلطان ارسلان بن طغرل بكرات بقزوين آمد و مدتى در قزوين بود تا قلعهء قاهره را از ملحدان پاك كرد و به ارسلان گشا موسوم كرد [ 6 ] . پسرش سلطان طغرل بكرات بقزوين آمد ، در وقت تنازع با قتلغ اينانج و قزلارسلان و غيرهما . خوارزمشاه تكش [ 7 ] بوقت قلع ديلمان بقزوين آمد . پسرش سلطان محمد بوقت انهزام از مغول بقزوين آمد و به خانه عز الدين كريمان [ 8 ] بكوچهء نو نزول كرد و اهل قزوين او را بجزائر دريا [ 9 ] رهنمونى كردند . او از اكابر قزوين پرسيد چرا سرسراها چنين فراخ مىسازيد . گفتند از بهر آن [ 10 ] كه زنان ما آفتاب آن بينند كه از سرسرا [ 11 ] در آيد و تماشاى باغ و بستان ايشان اين خانه باشد تا يكباره محبوس نباشند . اتابك سعد بن زنگى سلغرى بوقت آنكه از خوارزمشاه خلاص شد [ 12 ]
--> [ 1 ] - نسخ : جنايت . صحيح جنايت است به معناى تاوان و غرامت و جريمه [ 2 ] - ب : قدر هزار . . . [ 3 ] - م : آمد [ 4 ] - در نسخهء م سفيد گذاشته شده - ر : بوقت خراسان بقزوين رسيد ( ؟ ) - ق : سلطان طغرل بن محمد و برادر سلطان محمد سلجوقى بوقت استخلاص قلاع ملاحده . . . [ 5 ] - ب ، قسمت بين دو قلاب را فاقد است [ 6 ] - ب : گردانيد - ر : گشت [ 7 ] - ر : تكشخان [ 8 ] - ر : كريم خان [ 9 ] - م ، ر : بچراغ بر در بازار [ 10 ] - نسخ : زيرا كه [ 11 ] - ق : سرسراها - م : سرسراهاى خانه - ب : سرخانه [ 12 ] - ق : يافت .